تبليغاتX
دل دردهای آلــوچـه
دل دردهای آلــوچـه
سه شنبه 22 خرداد1386

چشم هایش


+ داشتم به این فکر می‌کردم که اگر قرار بود کسی تک تک چیزهایی را که نمی‌دانست بداند، یعنی بداند که چقدر چیز نمی‌داند، به نوعی نابود می‌شد. چون مسلما به ازای هر چیزی که می‌دانست، یک چیزی هم نمی‌دانست و اگر می‌دانست که نمی‌دانست، همدیگر را خنثی می‌کردند. آن وقت می‌شد مجموعه‌ای از ندانسته‌ها. که وجود همچین موجودی کلا زیر سئوال می‌رود! پس اصلا نمی شود بداند که نمی‌داند. یعنی مصداق ندانسته‌ها را بداند نه به صورت کلی. "آن کس که نداند و بداند که نداند"ی هم که شاعر می‌گوید، فقط حسی از ندانستن است. چون اگر علم بود منطقا منجر می شد به انفجار آن موجود! پس... هیچی اصلا!


+ خیلی بسیار خوشحالم که 99% ملتی که با جستجوی کلمه‌ای به این وبلاگ می رسند، قیافه‌شان شبیه گلابی می شود وقتی یک مطلب بی ربط می‌بینند! البته بنده قصد و غرض و مرضی ندارم ها! فلسفه این کار این است که موتورهای جستجو بیشتر به فکر جستجوی کانسپچوال (مفهومی- محتوایی سابق) باشند و به این ترتیب خدمتی به بشریت کرده باشم!
تا اینجا بالاترین آمار مربوط به انرژی هسته ای و مشتقات آن بوده : انرژی هسته ای / کتاب انرژی هسته ای / فیلم انرژی هسته ای (یه کم صبر کنی خودم دارم یک فیلم می‌سازم: "من انرژی هسته ای 15 سال دارم!") / چند شعار در مورد انرژی هسته ای / توضیحاتی درباره انرژی هسته ای / تاریخچه انرژی هسته ای / پدر و مادر انرژی هسته ای کیست؟ () / انرژی هسته ای چقدر است (از گوجه که می دونم ارزون تره!) / چگونه انرژی هسته ای بدست آوریم (زمینُ بکن می رسی!) / ...

البته پاراگراف این پست کار خودش را کرد! (به دلیل مسائل اخلاقی از شرح بیشتر معذوریم!)
اما مواردی هست که واقعا انسان را متحیر می کند:

- دلم گرفته به خاطر تو : شرمنده من متوجه نبودم!
- الگوریتم جاروبرقی : این دیگه از کجا اومده؟!
- طرز تهیه انواع کمپوت : کمپوت گلابی رو فقط بلدم
- انشا در مورد صرفه جویی : دست بردار نیست
- مارهای آدم خوار : ؟!
- سایت تخصصی شلوار : به جون خودم فکر نمی کردم کسی یه روز اینو سرچ کنه
- عزیزم دوست دارم :
- خیلی بی وفایی : بالاخره تکلیف ما رو روشن کن؟!
- قوانین بسکتبال : بوخودا من بلد نیستم!
- زندگی سخته : خوب حالا دیگه چرا سرچ می کنی؟!

+ لازم نیست این قدر لب و لوچه‌ت رو کش و قوس بدی وقتی میگی: نوستالوژی! باشه بابا. خیلی حالیته. ولمون کن!
 
+ کسی که ازدواج کرده بعد طلاق گرفته بعد ازدواج کرده بعد طلاق گرفته بعد... غلط کرده بیاید دانشجو شود! چرا استثنای سیستم را در نظر نگرفتید؟! نگذار دهنم باز شود که خودت... ! تنها استثنایی که توی سیستم در نظر نگرفتیم، وجود اساتید با بیماری روانی حاد بود!

+ می‌دانستید من فیلسوفم؟! نمی‌دانستید دیگر. چون نمی‌دانستید "فیلو" به زبان یونانی می‌شود: دوستدار و "سوکو" هم یعنی انجیر و افلاطون انجیر زیاد دوست داشته و به او می‌گفتند: "فیلوسوکو" و بعد به مرور تبدیل می شود به فیلسوف (philosophically) و این لقب از آن زمان به بعد فیلسوف‌ها داده می شود.
به من چه، رادیو می‌گفت!


ش. م. : نُه!

نبشته شد توسط کیبورد و با همکاری آلــوچـه هندی               


سه شنبه 15 خرداد1386
 

. . .


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ. ن. ۱:
آدم یک مدتی که آدم نبیند، یادش می رود آدم چه بوده و باید باشد. ولی وقتی آدم ببیند، تازه می‌فهمد آدم چیست. علاوه بر آن خودش هم آدم نیست! ای کاش آدم این قدر دور و برش آدم‌هایی نبودند که آدم نیستند. ای کاش آدم‌ها این قدر کم نبودند. ای کاش آدمیت گم نبود...


پ.ن. ۲:
شباهتی که بین نمایشگاه کتاب امسال و نمایشگاه رسانه‌های رقمی (دیجیتال سابق) به چشمم آمد این بود که هر دو غرفه‌های قشنگی داشتند!
(من حرفی در مورد توی غرفه‌ها حرف نزدم ها! پس فردا گیر ندید که گیر میدم. گفته باشم!)


پ.ن. ۳:
از نظر من خیلی هم ابلهانه نبود. یعنی خوب ممکن است کمی خنده دار باشد اما مطمئنا دلیل بر عاشقی نیست. از پله های پل عابر پیاده بالا رفتن که عیبی ندارد؟ پایین آمدن هم که مشکلی ندارد؟ خوب من فقط یادم رفت از خیابان رد شوم! در حقیقت از همان طرف که بالا رفتم از همان طرف پایین آمدم. خیلی هم کیف داد. چون پله برقی بود. گیج هم خودتی!


پ.ن. ۴:
کلمات و ترکیبات خیلی تازه:
- یک بار دیگه چپ چپ نگاهم کنی، می‌گیرم "امنیت اجتماعی"ت می کنم ها!
- همسایه رو به رویی ما خیلی "امنیت اجتماعی" ندارد!
- مگر خودت "امنیت اجتماعی" نداری که به امنیت اجتماعی من کار داری؟!
- عزیزم، صورت زیبایت "امنیت اجتماعی" مرا دارد به هم می‌ریزد!
- اگه غذاتو نخوری به "امنیت اجتماعی" میگم بیاد ببرتت ها!
- ...

پ. ن. ۵:
نمی‌دانم چرا همه زبان های برنامه‌نویسی که با پ شروع می شوند (پاسکال، پرل، ...) اول مرا یاد یک عینک مربع با قاب مشکی و بزرگ می اندازند و بعد مو به تنم سیخ می کنند. واقعا چرا؟!!

پ. ن. ۶:
با کلمات درهم ریخته زیر یک جمله بسازید:
من، امتحانات، خاک، زدم، بیشور!، استاد، اوضاع، چرا، بیست خرداد، پروژه، از، ترم، نفهم!، کرد، کارآموزی، ایشالا، هیری ویری ، الاغ!، بشکنه، همه جوونا.


ش. م. : ده!

نبشته شد توسط کیبورد و با همکاری آلــوچـه هندی               


چهارشنبه 2 خرداد1386

سلوم!  (-> این روزها هر چه کلمات شکسته تر باشند ارتباط نزدیک تری با مخاطب برقرار میشود!)


بنده به عنوان یک آلوچه لهیده از همه کسانی که مرا شرمنده لطف خود کردند، اعم از وبلاگ نویسان کامنت گذار (کلبه خانوم، آقا حمید، نیکا، بهاره، کلبه دنج، آقا سجاد، حمید آقا، دیوار، کوچک کویری، ع.ش.ق. ، متین، سورنا، خانوم کوچولو، شلغم فروش خندان، آقا ممد و سلطان بانو، ماهی گیر، نجمه، نرگس، لوس، پینکی، مهندس زهرا و ...)، وبلاگ ننویسان کامنت گذار (نقطه، تیله، فیتیله، سبز، sisa، ...)، وبلاگ نویسان کامنت نگذار (!) و وبلاگ ننویسان کامنت نگذار ( متاسفانه آمار دقیقی از این دسته از خوانندگان در دست نیست. و چیزی که در این مدت بیش از هر چیزی مرا در شگفت فرو کرد، همین مساله بود؛ یعنی آشکار شدن تعدادی از خوانندگان پنهان وبلاگ:  - عمه ام میگه چرا دیگه وبلاگ نمی نویسی؟  -جانم؟   - آخه عمه ام همیشه وبلاگتُ می خوند!! ) و سایر اقشار جامعه مِن جمله قشر فرهیخته ی ملت و هم چنین کلیه نامبردگان و نامنبردگانی که مرا در نوشتن این وب نوشت یاری کردند (چی می خواستم بگم؟ آهان) تشکر می کنم!

من جیداً با تک تکتان دست دوستی فشار می دهم و بر این فشار می افزایم تا دستتان له شود و درس عبرتی شود برای سایرین.
رئیس جمهور سابق هی می گفت که چه ملت شریفی هستید ها، هی باور نمی کردم! من از صمیم گلب به همه شما معلّقم!

 البته این بازگشت اصلا به این معنا نیست که سر عقل آمده ام! در حقیقت سعی می کنم که عاقل باشم. تلاش که دیگر اشکالی ندارد؟! به قول شاعر هم وطن: 
    کلنگ از آسمان افتاد و نشکست                  وگرنه من همان خاکم که هستم!

هم چنین طلب شفای عاجل می کنم برای همه شترانی که از بیابان فرار کرده اند و این طور به مُخشان فشار آمده! (برای حمایت از آلوچه اینجا کلیک کنید!)

زیاده عرضی نیست.  (این جمله را معمولا کسانی می گویند که دو ساعت فک زده اند!)

 ستاد اطلاع رسانی آلوچه و حومه



پ.ن. : اگر هنوز هم به دنبال ربط سابجکت ها هستید، باید بگویم رسما استخدام شده اید! (سرکارید!)

ب. چ. ن.* : رفت!

_____________
* به تو چه نوشت!

نبشته شد توسط کیبورد و با همکاری آلــوچـه هندی