|
شنبه 31 شهریور1386
. . .
لازم به ذکر است تصاویر فوق فقط جهت تقویت اراده و تقویت مبارزه با هواهای نفسانی و قبولی بیشتر روزه (!) قرار داده شده است. و هیچ قصد و غرض و مرض دیگری در کار نبوده. فلذا سعی کنید حتیالامکان در ساعات روز و پیش از افطار مراجعه و یا حتی به دوستان خود معرفی کنید! با تشکر از همکاری شما. پی 1 نوشت: دیدهاید وقتی آدم روزه است، هزار جور افکار و هوس های عجیب سراغش میآید و چیزهایی که تا به عمرش هوس نکرده بود هوس میکند و وقتی از کنار مغازه هایی که انواع و اقسام خوراکی ها دارند رد میشود دلش هوس خیلی چیزها میکند و وقتی میخوابد خواب هزار و یک جور خوردنی میبیند و برای افطار هزار جور نقشه میکشد که چی بخورد و موقع سحر از ترس این که مبادا گرسنه یا تشنه بماند هی یک لقمه یا قولوپ! اضافه میکند و اصلا فکر همین که تا غروب چیزی نباید بخورد باعث میشود از همان موقع احساس غش و ضعف کند (معلومه دارم خودمو میگم؟) و با هر بوی ملایمی که میآید هوایی میشود و ساعات و دقایق مانده تا افطار را حساب میکند (خودتی) و خلاصه همه خوراکی ها جان میگیرند و جلوی چشمش رژه میروند؟ دیدهاید؟ به این میگویند: توهم گرسنگی! پی 2 نوشت: عاطفه های خود را تحریک کنید ولو به قدر یک لیتر بنزین! چرا که اساسا مشکل مداد و پاک کن عده ای با بنزین حل می شود! شمارش معکوس : یک
فاتحه نوشت: و "رضوان" نام ملکی است که در ماه رمضان درهای بهشت را می گشاید... چهل روز گذشت...
|
||
نبشته شد توسط کیبورد و با همکاری آلــوچـه هندی
![]() |
||
|
پنجشنبه 22 شهریور1386
با سلام. به وبلاگ ام جی شیش دات بلاگفا دات کام خوش آمدید. لطفا برای دریافت اطلاعات بیشتر شماره (1) برای دریافت اطلاعات کمتر شماره (2) برای دریافت اطلاعات کلا! شماره (3) برای اتصال به اپراتور دوم تلفن همراه، به همراه صدها جوایز ارزنده، از کی تا حالا؟! شماره (4) برای آگاهی از آخرین اطلاعات شاخصه های بورس و قیمت اجناس به خصوص زولبیابامیه شماره (5) برای دریافت بنزین آزاد و کارت باهوش ِ سوخت ِ سرقتی شماره (6) برای دریافت مجموعه کامل سریال جواهری در آشپزخانه شماره (7) برای آگاهی از فایل سیستم های لینوکس(vfs - ext2) و مهندسی معکوس با استفاده از ابزارهای Source navigator، Understanding، Imagix و Crystal به منظور استخراج معماری فایل سیستم با دیدگاه bottom-down به همراه لیست کامل system call ها در لینوکس شماره (8) برای ارتباط مستقیم با عمو پورنگ شماره (9) و برای سرکار گذاشتن ملت که چقدر صفا داره شماره های 1 تا 9 را جمیعا وارد کنید. [بی خود به خودتان زحمت ندهید که فکر کنید که فکرهایتان را بکنید که به طریقی به صورت غیر مستقیم و با لحنی آمیخته به لطافت به طوری که به شخصیت کسی خدشه وارد نشود، سئوالی مطرح کنید که به نحوی حاوی این سئوال باشد که : تو هنوز آدم نشدی؟! چون هنوز آدم نشدم. مرسی.] یک اصل کلی هست که میگوید: هر کس گاگول* باشد همه جا آدمهای گاگول سر راهش سبز میشوند. (یعنی برای مثال حتی اگر داری توی خیابان صاف صاف مثل بچه آدم راه میروی، حتما باید یک چلمنگ آسمان جُل به تورت بخورد) میگید نه امتحان کنید! حالا من نمی دانم چرا این قبیل اتفاقات همیشه باید سر من فرود بیاید. (خودتی!) حالا کدام قبیل اتفاقات، عرض میکنم. یعنی عرض نمیکنم. عمرا عرضکنم. دهه، من بشینم عرض کنم که شما بخندید؟ نه جانم. ابدا. فعلا در خماریش بمانید. (تا بعدا که حشیش ها از مرز برسه) حالا گذشته از این مسائل، چند وقتی است پدیده های تلفنی عجیب غریبی پیش میآید. به نحوی که افسوس خوردم ای کاش ضبط میکردم و من هم برای خودم دم و دستگاهی راه میانداختم. ملت علاف سرچ میکردند و هی میآمدند از وبلاگ دانلود میکردن، آمار وبلاگ بالا میرفت! که حالا توجه شما را به متن این مکالمات جذب میکنم. (تصور کنید ساعت 1 شب که آدم دلش هزار راه نرفته (امشب ساعت بیست) میرود، یکی زنگ بزند.) - هائو! - بله؟؟ - منیبثقیزشصاجضوتب %$#!@&^&@ ! - جانم؟! - هائو... - فکر کنم خیلی اشتباه گرفتید! - ^*&#$@~!پوفر$خهراکو^%فعقل&*$ داسیز%@# ! - به جان شما، من یه کلمه هم از حرفاتون نفهمیدم. اینجا ایرانه. الانم ساعت یک شبه. روشنه؟ - بوق بوق بوق... فکر کنم بلغارستانی بود. بدجوری کلمات را بلغور می کرد! این یکی آخرش بود: - بله - الو سلام. آرش هست؟ - علیک سلام. نه خیر اشتباه گرفتید. - الو؟ آرش نیست؟ - عرض کردم اشتباه گرفتید آقا. کری؟ - نه اشتباه نگرفتم! - د! آقا من میگم اشتباه گرفتید. عجب آدمیه ها - الو… صدا میاد؟ من با آرش کار دارم. - چیزه… آرش رفت بیرون. گفت ساعت 9 شما بیاین این جا! - من ساعت 9 بیام اونجا؟؟؟ - بله بله. ساعت 9 بیاین این جا. رو به روی چیز… پارک! - چیزه… من اشتباه نگرفتم؟ با آرش … این شماره… - نه درست گرفتید! تا تو باشی حرف گوش کنی! - ام… فک کنم اشتباه گرفتم… ببخشید… - نه به جون شیش تا بچم درست گرفتی! مگه با آرش کار ندارین؟… - بوق بوق بوق …! ــــــــــــــ * این کلمه عاریت است.
پ. ن. آدمیت تنگدل است. یک قورباغه هم در گلویش گیر کرده.
ش. م. دو
|
||
نبشته شد توسط کیبورد و با همکاری آلــوچـه هندی
![]() |
||