|
چهارشنبه 14 دی1384
اُستاده اومده بود سر کلاس، اصرار اصرار که ما ایرانیا هوشمون غوغاست ولی تیم وُرکمون افتضاح! چند تا از بچه ها هم جرّ و قال و داد و قیل و بحث و بیداد و جدل (!) که : آره ما فلانیم و چنینیم و چنانیم و اصلا کار ما از ریشه خرابه و ... این وسط ما سخت به فکر فرو رفته بودیم ( در ضمن این که داشتیم پنج تا مو رو به سختی به هم گره می زدیم! یکی می گفت: - آره، تو همین خیابونای پر ترافیک که بری می بینی دیگه . هر کی به فکر اینه که راه خودش رو باز کنه و بره و اصلا به این فکر نمی کنه که ممکنه راه کس دیگه ای بند بیاد و در مجموع پرفورمنس سرعت ماشینا کم میشه!! ما داشتیم فکر می کردیم که چطور همچین چیزی ممکنه که آدم توی ترافیک که حسابی هم دیرش شده، از خود گذشتگی و همبستگی و غرور ملی از خودش در کنه! و به ماشینا راه بده فقط به خاطر این که پرفورمنس حرکت کل ماشین ها بالا بره!! ( بالاخره دو تاشون به هم گره خوردن! یکی دیگه می گفت: - اصلا تو این دانشگاه خودمون، هر کی فقط به فکر اینه که معلومات خودش بالاتر بره و نمره اش بالاتر از بقیه بشه. در حالی که کار گروهی مزایا و اثراتی داره که اصلا قابل مقایسه نیست... اِ اِ اِ ... عجبا! (حالا فقط مونده بود انتهای موی اول رو به انتهای موی آخر گره بزنیم! خلاصه آخرش هم بحث کشیده شد به یه چیزایی که اصلا دیگه ربطی به موضوع اولیه نداشت (!) و طبق معمول همه چیز به خوبی و خوشی سر بقیه خراب شد و همه خیالشون راحت شد که ما هیچ گونه تقصیر و اشتباهی نداریم! (نتیجه این که این یه حلقه مو درست شد که تونست حال یه چند نفری رو بهم بزنه! همون جا بود که ما یادی از این دو تا الاغ کردیم. ( ر.ک. به شکل بالای صفحه) اما گذشته از این حرفاُ بعدا که یه کم دقت کردیم، دیدیم صبح تا شب، شب تا صبح (بستگی به شیفت کاریتون داره) از این نمونه ها داریم تو جامعه می بینیم. ( بلا نسبت شما! ) فقط یه کم چشم باز می خواد. با این تفاوت که اونا آخرش هم به نتیجه ای که این الاغا بهش رسیدن نمی رسن!! |
||
نبشته شد توسط کیبورد و با همکاری آلــوچـه هندی
![]() |
||