|
پنجشنبه 15 دی1384
ای کوچک عجول! فقط اگر یک هفته دیرتر آمده بودی، همه چیز درست می شد... درست مثل بیست سال قبل! راستی، در منتها الیه دست راستت یک خال کوچک نیست؟! یا روی پیشانیت، در بیست و پنج درجه ی شمال شرقی؟!؟!... پیش خودت بماند نیامده، دوستت دارم! دایی و زندایی عزیز! تولد نابهنگام فرزند دلبندتان، «مریم سادات» را صمیمانه تبریک می گویم! لطفا به نیابت از من، یکی دو دور در جهت عقربه های ساعت دورش بگردید، تا خودم ببینمش و قربان صدقه های لازم را نثار کنم! امیدوارم شست پایش را دست نخورده برای نقاشی من باقی بگذارید. از دور می ماچمش. آلـــوچــه! پی نوشت 1: هنوز تو کفِ پستِ قبلی که تریپ مهندسی بود، مونده بودین که این بچه بدون وقت قبلی اومد و مجبور شدم یه پست ناخواسته به افتخارش بزنم! پی نوشت 2: این یه رسم خانوادگیه! هر بچه ای که به دنیا بیاد تو قبیلمون (!) من باید روی شست پاش کار کنم!
|
|||
نبشته شد توسط کیبورد و با همکاری آلــوچـه هندی
![]() |
|||