تبليغاتX
دل دردهای آلــوچـه - سابجکت ندارد
دل دردهای آلــوچـه
جمعه 20 بهمن1385

 نه خیر. این جور نمی شود. هی می خواهم حرص نخورم نمی شود. اصلا فرهنگ استفاده از اینترنت یُخدو! (با تشکر از دوستان آذری زبانم که مرا در بیان این جمله یاری کردند!)

اصلا تو که نمی فهمی فرق اینترنت و گوگل چیست برای چه می آیی جستجو (search سابق) می کنی؟! نوشته : "من یک انشا درباره صرفه جویی میخواهم" ! انگار گوگل بلا نسبت آدم است! اصلا همان حقت است که برسی به وبلاگ من! انشا در مورد صرفه جویی می خواهی بده حشمت خانم برایت می نویسد. این چه وضع سرچ کردن است آخر.

بگذریم از بقیه موارد که کریمانه چشم پوشی کرده ام!

اصلا دلم می خواهد همه شان خیت (خیط؟) شوند. تقدیم با عشق(!) به همه کسانی که از گوگل مستقیم تشریف آورده اند این جا:

لیست سایت های به درد بخور فارسی، لیست سایت های به درد نخور فارسی، انواع و اقسام لینک های بامزه و بی مزه، خبرهای داغ و خنک نداریم! فروش لپ تاپ، همه چیز درباره کامپوتر، آموزش هک، راه های دور زدن فیلتر، برنامه های موبایل می خوای؟ به من چه! عکس بازیگران هندی، هالیوود، هاوایی، آنگولایی، افغانی موجود نیست! عکس مستهجن، فیلم خفن، هر چیز ناجور! هان چیه؟ حالت گرفته شد؟ قیافت چرا عین گلابی شده؟! جک بالای 18 سال، جک بالای 25 سال، جک بالای 40 سال، جک زیر 3 سال دنبال چی می گردی؟ همینه که هست! زندگینامه جیم کری، عکس بچه رونالدو، گوجه فروشی نزدیک خونه احمدی نژاد، الگوریتم پترسون، تاریخچه انرژی هسته ای، چگونگی پیدایش سنجاب ها، طرز تهیه کوفته، لینوکس فارسی، اعتراض به بلاگفا، فلسفه در آیینه ملل، سایت تخصصی شلوار، گفتگوی تمدن ها و مباحثی پیرامون آن، فیلم یواشکی از بکهام، بهترین مارک جاروبرقی، مفهوم واقعی عشق، همه چیز درباره گلدکوئیست، نصب آسان FreeBSD، ماری کوری، جنبش ذرات، بیدمجنون، جنگلهای استوایی، کمپوت گلابی، انشا در مورد صرفه جویی!

 

 دست به یکی کردین به من تلقین منفی کنین؟ فکر کردین خیال کردین. تو اصن حالت خوبه؟ مگه چند بار منو دیدی؟ میشه اظهار نظر نکنی؟! حتما باید تابلو بزنم که منفردم و خیال شوم هم در سر نمی پرورانم؟! استغفروالله...

 

 شبي در شب ترين شب ها، تو ماهم مي شوي آيا؛ تو تسليم تماشاي نگاهم مي شوي آيا؛ شبيه يك پرنده، خيس از باران كه مي آيم؛ تو با دستان پر مهرت، پناهم مي شوي آيا؛ پس از طي كردن فرسنگ ها راهي كه مي داني؛ كنار خستگي ها، تكيه گاهم مي شوي آيا؛ شناكردن ميان خاك را بد من بلد هستم؛ تو اقيانوس موج آماج راهم مي شوي آيا؛ نگاه ناشيانه من به هستي داشتم عمري؛ تو تصحيح تمام اشتباهاتم مي شوي آيا؛ اگر بي روز و بي تقويم ماندم من؛ به وصل فصل هايت، سال و ماهم مي شوي آيا؛ براي دوستم داري گواهت بوده ام عمري؛ براي دوستت دارم گواهم مي شوي آيا؛ شب افسانه اي با تو طلوع تازه اي دارد؛ تو در صبح اساطيري پگا هم مي شوي آيا؛ صبور و ساده اي اما عميق و ژرف، عشق من؛ براي حرف نجوا، نعره چاهم مي شوي آيا؛ پس از صد سال ا گر بد ترجمه كردي نگاهم را؛ به پاس اشك هايم عذرخواهم مي شوي آيا؛ تو شيرين تر از آن هستي كه شادابيت كم گردد؛ و از خود تلخ مي پرسم تباهم مي شوي آيا؛ دوست داشتم شعر این جوری بنویسم. به کسی چه؟!

 

نبشته شد توسط کیبورد و با همکاری آلــوچـه هندی