تبليغاتX
دل دردهای آلــوچـه - TC
دل دردهای آلــوچـه
 TC
سه شنبه 24 بهمن1385

مشترک مورد نظر!

   - از وقتی نشستیم توی تاکسی داشت به موبایلش ور می رفت. ول کن آن قاراقارک را! هزار جور صدایش را امتحان کرد. یه چند تا هم زنگ جفنگِ یو آر فلان و شی ایز وری بیسار! گذاشته بود که یک وقت فکر نکنیم کلاسش پایین است! بعد از این که خوب سر و صدایش را درآورد (باشه بابا تو خیلی به دوران رسیده ای ) بالاخره موفق شد مشترک مورد نظرش را بیابد! - سلام عزیزم! ... نه عزیزم!... آره عزیزم!... باشه عزیزم!... اون کار کردم عزیزم! (مثلا می خواست در پرده ای از ابهام سخن بگوید ما نفهمیم!) تو رفتی اونجا عزیزم؟ (مثلا ما خیلی تو خماری بودیم که کجا؟!) باشه عزیزم! فدات شم! (زودتر بشو راحت شیم از دستت!) اوکی نو پرابلم! (خارجی هم بلد بود!) می بوسمت! بای!

 

دروغ عاجدار!

   - صبح آفتاب نزده هم که سوار ماشین شوی، باز یکی پیدا می شود یک کار ضروری خیلی واجب لاتامل! داشته باشد، که بیخ گوشت بنشیند و مخت را درل کند! من که سرم به کار خودم بود و اصلا استراق سمع نمی کردم، خودش داد می زد! اولش حواسم نبود اما بعد احساس کردم اوضاع غیر طبیعی است: - آره... تلفن اتاق اشغاله. من یه نیم ساعتی هست رسیدم... دیدم اشغاله گفتم زنگ می زنی، الان اومدم پایین دارم بات حرف می زنم...  پروردگارا! اینجا کجاست؟ من کجام؟! نه اشتباه نمی کنم! من سوار تاکسی ام! لابد این یک قدرت فراانسانی چیزی دارد! من که جرات نکردم ولی آن ورتری یک نگاه عاقل اندر سفیه بهش انداخت، که لااقل جار نزند!  آن هم توی روز روشن! بدآموزی دارد. دو تا جوان پاک صادق اینجا نشسته اند.  خدا را خوش نمی آید یاد می گیرند از راه به در می شوند! (بعدا که دقت کردم دیدم حساب همه چیز را کرده بود، اول شیشه را بالا کشید که سر و صدای خیابان نرود، بعد زنگ زد! )

 

مدرنیته!

   - وه که چه حال آدمی را اخذ می کند بعد از استعمال یک گلاب به رویتانِ تمیز تمام اتوماتیک* مجهز به آخرین تکنولوژی روز در یکی از میادین معروفه، صد تومان از حلقومت بیرون بکشند!  آخر کجای دنیا برای گلاب به رویتان پول می گیرند؟! البته گلاب به رویتان ها، ولی خیلی چسبید!

* الان باز ماتیک سرچ می کنند می رسند این جا

 

    - تو را گم میکنم هر روز و پیدا می کنم هر شب / بدین سان خوبها را با تو زیبا می کنم هر شب

      بتی این کاه را چون کوه سنگین می کند آنگاه / چه آتشها که در این کوه بر پا می کنم هر شب

      تماشایی است پیچ و تاب آتشها خوشا بر من / که پیچ و تاب آتش را تماشا می کنم هر شب

      مرا یک شب تماشا کن که تا باور کنی ای دوست / چگونه با جنون خود مدارا می کنم هر شب

      چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو / که  این یخ کرده را از بیکسی ها می کنم هر شب

      تمام سایه ها را می کشم بر روزن مهتاب / حضورم را ز چشم شهر حاشا می کنم هر شب

      دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش / چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب

      کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی / که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب*

    * خاطر نشان می کنم چه وزن داشته باشد چه نداشته باشد، شعر مال من نیست. هر کس هم در جهل مرکب فرو رود مسئولیتش با خودش است! نام شاعر را نمی دانستم. اگر کسی می داند، بگوید. باشد که رستگار شود!

 

   - تو  اگر معنای Trashing را می دانستی، کارت به گوشکوب کاری نمی رسید!

    - گاوان و خران بار بردار      به زآدمیان مردم آزار!      (منظورت چی بود حالا؟!)

    - دست از سر این بشریت بردار. این ارتباطاتت مرا کشته!

    - گر صبر کنی ز غوره آب غوره گیرم!

 

نبشته شد توسط کیبورد و با همکاری آلــوچـه هندی