سلوم! (-> این روزها هر چه کلمات شکسته تر باشند ارتباط نزدیک تری با مخاطب برقرار میشود!)
بنده به عنوان یک آلوچه لهیده از همه کسانی که مرا شرمنده لطف خود کردند، اعم از وبلاگ نویسان کامنت گذار (کلبه خانوم، آقا حمید، نیکا، بهاره، کلبه دنج، آقا سجاد، حمید آقا، دیوار، کوچک کویری، ع.ش.ق. ، متین، سورنا، خانوم کوچولو، شلغم فروش خندان، آقا ممد و سلطان بانو، ماهی گیر، نجمه، نرگس، لوس، پینکی، مهندس زهرا و ...)، وبلاگ ننویسان کامنت گذار (نقطه، تیله، فیتیله، سبز، sisa، ...)، وبلاگ نویسان کامنت نگذار (!) و وبلاگ ننویسان کامنت نگذار ( متاسفانه آمار دقیقی از این دسته از خوانندگان در دست نیست. و چیزی که در این مدت بیش از هر چیزی مرا در شگفت فرو کرد، همین مساله بود؛ یعنی آشکار شدن تعدادی از خوانندگان پنهان وبلاگ: - عمه ام میگه چرا دیگه وبلاگ نمی نویسی؟ -جانم؟
- آخه عمه ام همیشه وبلاگتُ می خوند!!
) و سایر اقشار جامعه مِن جمله قشر فرهیخته ی ملت و هم چنین کلیه نامبردگان و نامنبردگانی که مرا در نوشتن این وب نوشت یاری کردند (چی می خواستم بگم؟ آهان) تشکر می کنم!
من جیداً با تک تکتان دست دوستی فشار می دهم و بر این فشار می افزایم تا دستتان له شود و درس عبرتی شود برای سایرین.
رئیس جمهور سابق هی می گفت که چه ملت شریفی هستید ها، هی باور نمی کردم! من از صمیم گلب به همه شما معلّقم!
البته این بازگشت اصلا به این معنا نیست که سر عقل آمده ام! در حقیقت سعی می کنم که عاقل باشم. تلاش که دیگر اشکالی ندارد؟! به قول شاعر هم وطن:
کلنگ از آسمان افتاد و نشکست وگرنه من همان خاکم که هستم!
هم چنین طلب شفای عاجل می کنم برای همه شترانی که از بیابان فرار کرده اند و این طور به مُخشان فشار آمده! (برای حمایت از آلوچه اینجا کلیک کنید!)
زیاده عرضی نیست. (این جمله را معمولا کسانی می گویند که دو ساعت فک زده اند!)
ستاد اطلاع رسانی آلوچه و حومه
پ.ن. : اگر هنوز هم به دنبال ربط سابجکت ها هستید، باید بگویم رسما استخدام شده اید! (سرکارید!)
ب. چ. ن.* : رفت!
_____________
* به تو چه نوشت!