
+ داشتم به این فکر میکردم که اگر قرار بود کسی تک تک چیزهایی را که نمیدانست بداند، یعنی بداند که چقدر چیز نمیداند، به نوعی نابود میشد. چون مسلما به ازای هر چیزی که میدانست، یک چیزی هم نمیدانست و اگر میدانست که نمیدانست، همدیگر را خنثی میکردند. آن وقت میشد مجموعهای از ندانستهها. که وجود همچین موجودی کلا زیر سئوال میرود! پس اصلا نمی شود بداند که نمیداند. یعنی مصداق ندانستهها را بداند نه به صورت کلی. "آن کس که نداند و بداند که نداند"ی هم که شاعر میگوید، فقط حسی از ندانستن است. چون اگر علم بود منطقا منجر می شد به انفجار آن موجود! پس... هیچی اصلا!
+ خیلی بسیار خوشحالم که 99% ملتی که با جستجوی کلمهای به این وبلاگ می رسند، قیافهشان شبیه گلابی می شود وقتی یک مطلب بی ربط میبینند! البته بنده قصد و غرض و مرضی ندارم ها! فلسفه این کار این است که موتورهای جستجو بیشتر به فکر جستجوی کانسپچوال (مفهومی- محتوایی سابق) باشند و به این ترتیب خدمتی به بشریت کرده باشم!
تا اینجا بالاترین آمار مربوط به انرژی هسته ای و مشتقات آن بوده : انرژی هسته ای / کتاب انرژی هسته ای / فیلم انرژی هسته ای (یه کم صبر کنی خودم دارم یک فیلم میسازم: "من انرژی هسته ای 15 سال دارم!") / چند شعار در مورد انرژی هسته ای / توضیحاتی درباره انرژی هسته ای / تاریخچه انرژی هسته ای / پدر و مادر انرژی هسته ای کیست؟ (
) / انرژی هسته ای چقدر است (از گوجه که می دونم ارزون تره!) / چگونه انرژی هسته ای بدست آوریم (زمینُ بکن می رسی!) / ...
البته پاراگراف این پست کار خودش را کرد! (به دلیل مسائل اخلاقی از شرح بیشتر معذوریم!)
اما مواردی هست که واقعا انسان را متحیر می کند:
- دلم گرفته به خاطر تو : شرمنده من متوجه نبودم!
- الگوریتم جاروبرقی : این دیگه از کجا اومده؟!
- طرز تهیه انواع کمپوت : کمپوت گلابی رو فقط بلدم 
- انشا در مورد صرفه جویی : دست بردار نیست 
- مارهای آدم خوار : ؟! 
- سایت تخصصی شلوار : به جون خودم فکر نمی کردم کسی یه روز اینو سرچ کنه 
- عزیزم دوست دارم : 
- خیلی بی وفایی : بالاخره تکلیف ما رو روشن کن؟!
- قوانین بسکتبال : بوخودا من بلد نیستم!
- زندگی سخته : خوب حالا دیگه چرا سرچ می کنی؟!
+ لازم نیست این قدر لب و لوچهت رو کش و قوس بدی وقتی میگی: نوستالوژی! باشه بابا. خیلی حالیته. ولمون کن!
+ کسی که ازدواج کرده بعد طلاق گرفته بعد ازدواج کرده بعد طلاق گرفته بعد... غلط کرده بیاید دانشجو شود! چرا استثنای سیستم را در نظر نگرفتید؟! نگذار دهنم باز شود که خودت... ! تنها استثنایی که توی سیستم در نظر نگرفتیم، وجود اساتید با بیماری روانی حاد بود!
+ میدانستید من فیلسوفم؟! نمیدانستید دیگر. چون نمیدانستید "فیلو" به زبان یونانی میشود: دوستدار و "سوکو" هم یعنی انجیر و افلاطون انجیر زیاد دوست داشته و به او میگفتند: "فیلوسوکو" و بعد به مرور تبدیل می شود به فیلسوف (philosophically) و این لقب از آن زمان به بعد فیلسوفها داده می شود.
به من چه، رادیو میگفت!
ش. م. : نُه!