تبليغاتX
دل دردهای آلــوچـه - FPGAVR
دل دردهای آلــوچـه
پنجشنبه 14 تیر1386

بنزینی

نوچ! فایده ای نداشت. آن قاطر بیچاره مفلوک را گذاشتم این جا بلکه ملت با دیدنش تحریک شوند و به عنوان اعتراض قاطرهای خویش را به خیابان بیاورند. ولی هیچکس ککش نگزید. فقط یک عده رفتند پمپ بنزین به آتش کشیدند! واقعا که! دفعه بعد یادم باشد اگر گوسفندی دیدم ازش عکس بگیرم!

ضرب المثل:

- هر که باکش بیش، بنزینش بیشتر. هر که گردنش کلفت تر، سهمیه اش بیشتر

- گربه دستش به سوخت نمی رسید، بنزین رو سهمیه بندی می کرد! (ربطش، دیگه به من ربطی نداره!)

- هر کی ماشین می خره، توی صف بنزینش هم وای میسه!

- به روباه گفتند: شاهدت کو؟ گفت: کارت سوختم!

- چرا عاقل کند کاری، که بنزین را کنند سهمیه بندی؟! چرا عاقل دهد رأیی ...

شعر:

- بیا تا گل برافشانیم و ترقه در بانک اندازیم / پمپ بنزین را آتش زنیم و طرحی نو دراندازیم (؟!)

- مرا با بنز و بنزین کاری نباشد / ز کارت سوخت هم یاری نباشد
 "نیارید بیرون ماشین شخصی" / تو می گویی مرا گاری نباشد؟!
(به من چه که وزن نداره!)

- اسب و پالان و زینم کجا بود / کارت و ماشین و بنزینم کجا بود
  توی این هیری ویری ِِ عاشقی / قصه‌ی فرهاد و شیرینم کجا بود!
(ربط این دو بیت هم به خودم مربوطه!)

پیام کوتاه:

 - عروسی: - آیا بنده وکیلم که شما را با مهریه صد و ده لیتر بنزین و تعداد چهارده کارت سوخت هوشمند به عقد دائم ... درآورم؟ - عروس رفته گاز سوز کنه!   پاتختی: - یک بشکه بنزین سوپر از طرف عموی عروس خانم!

  - فيلمهاي در حال اکران : به خاطر 1 ليتر بنزين - من ترانه 1000 ليتر بنزين دارم - رستگاري قبل از ساعت 12 امشب - رايحه خوش بنزين - ب مثل بنزين -علي بنزيني - بنزيني ها - بازي بنزين - مرد بنزيني - پسر بنزين فروش - دو کارت با يک بنزين- بنزين فصل- مي خواهم بنزين بزنم! - ديشب بنزين زدم آيدا- سفر به پمپ بنزين- بازگشت بنزين- از ميدون تا پمپ بنزين- دزدان بنزين- سالهاي سهميه بندي

کنکور:

- نوع سهمیه داوطلب:    - خانواده شهدا      - جانباز      - ایثارگر        - بنزین

- کدام یک باهوش تر است؟   - الاغ              - شتر         - ربات         - کارت سوخت!

 نتیجه گیری اخلاقی:

- گیرم که رفتم قاطر خریدم، از کجا معلوم یونجه سهمیه بندی نشود؟!

 

غیربنزینی

+ هووووووووووووف! خدا را شکر این و آن و آن یکی تمام شد. ولی هنوز این و این و آن مانده که نگرانش هستم!

+ گاهی وقت‌ها خیلی دلم می‌خواهد حالم به هم بخورد ولی نمی‌دانم چرا نمی‌خورد.

+ معتاد؟ نه. حتی دیوانه هم نبود. زبانش می گرفت، حرکات دستش عجیب بود، اما مطمئنم دیوانه نبود. خواهش عجیب و نامعقول! چاره دیگری نداشتم؛ اما می دانستم اولین نفری هم نیستم که دلش را می شکنم...
هنوز هم هست. هر شب می ایستد همان جا شاید یکی قبول کند. یکی می گفت: همه را برق می گیرد تو را چراغ نفتی! راست می گفت. اما چراغ نفتی اش، نفت نداشت. خاموش بود...

+ همیشه همین طور است. یکهو وسط حرف می‌زند پرانتز باز می‌کند که معمولا هم بی ربط است. حالا بیا و راضی‌اش کن پرانتز را ببند! 

 + خوشحالم و می خواهم به تو تبریک بگویم. چون می دانم مادر شدن زیباست. و می دانم مادر شدن در روز مادر حس زیباتری دارد. و می دانم مادر شدن در روز ولادت مادر دو عالم، زیباترین است! مبارکت باشد.  این کوچولو به جمعمان اضافه شد!

 

ش. م. : هفت!

نبشته شد توسط کیبورد و با همکاری آلــوچـه هندی